نرفته قولم از یادم هنوزم ساده و صافم دارم اندازه قلبت با اشکام عشق می بافم
.تا روزی که تو برگردی به این در خیره می مونماگر چه دوری از دستم تو دوستم داری می دونم.هنوز خالیه جات اینجا هنوز هم من وفا دارمهنوز هم توی این خونه من از هرچی دو تا دارم….یه وقتایی دو تا بشقاب می چینم تو می گی سیرمیه وقتایی بدون تو باهات مهمونی می گیرم.منم کابوس شبهات و تویی رویای هرروزمواسه هرشب دعا کردن دارم سجاده می دوزم.اگر پای درختی خشک با اشکام آب می ریزمخودم حالیمه بی جونه ولی از عشق لبریزم.همش حس می کنم هستی نمی خ
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل محمودی